بهقلم؛ مریم باقی؛ روزنامهنگار و فعال حقوق زنان
سلام آقای رئیسجمهور
دفتر شما و معاونت زنان ریاست جمهوری جلسهای با فعالین و کنشگران زن، تشکیل داده و از قضا با بنده نیز تماس گرفتند. پرسیدم جلسه چگونه برگزار میشود که لطف کردند و توضیح دادند که حدوداً از ۱۵۰ نفر فعالین و صاحبنظران حوزه زنان، دعوت بهعمل آمده. رئیسجمهور و زنان هیأت دولت نیز حضور دارند و به قید قرعه هم ۱۵-۱۰ نفر برای صحبت در جلسه انتخاب میشوند. از آنجا که شانس خوبی در هیچ قرعهای ندارم، ترجیح دادم بهجای شرکت در جلسه، سخنی کوتاه و صمیمانه را برایتان بنویسم.
از اینکه در خیل مشکلات کشور، تصمیم گرفتهاید بار دیگر پای سخن زنان بنشینید، خود ارزشمند است اما پس از تجربیات گوناگون به این نتیجه رسیدهام در گردهماییای شرکت نکنم که فقط شرکت کرده باشم بلکه باید بروندادی هرچند کوچک دیده شود. سابقه چنین نشستهایی، حداقل بنده را بدبین کرده، چه اینکه اگر هدف صرفاً تازه شدن دیدارها با فعالین زنان و گردآمدن سوتهدلان باشد چرا در فضاهای اداری و دولتی! و اگر فقط شنیدن حرفها توسط دولت و دولتیها مقصود باشد، مگر سخن کم گفته شده!
بهعنوان زنی که از جوانی، فعالیتهای مختلفی در حوزه مدنی، از نوشتن تا فعالیت در سمنها داشته اما به دل، پیرتر از آن است که از زینتالمجالس بودن خوشحال شود.
سخن درباره مسائل زنان هم بهقدری تکرار شده که این دورهمیها شاید دستکم برای من کسلکننده بهنظر برسد. واقعیت این است که بسیاری از ما خستهایم چنانکه گویی بار همه نسلهای گذشته هم بر دوشمان سنگینی میکند.
آقای رئیسجمهور
میدانیم مملکت در برهه دشواری قرار گرفته. میدانیم اولویت اصلی کشور، حفظ استقلال و تمامیت ارضی است و قطعاً دغدغه همه ماست و میدانیم شما چه روزهای پر رنجی را تحمل میکنید اما در گذشته هم اولویتهای دیگری نسبت به مسائل زنان وجود داشتند. بسیار میشنیدیم که به طعنه میگفتند، این همه مسائل مهم برای همه مردم وجود دارد که زن و مرد ندارد، چرا حالا مسائل زنان؟!
آقای رئیسجمهور، داستان زنان، داستانی پرآب چشم بوده که اکنون مجال روایت تاریخی آن نیست اما همین بس که در زمینه ورزشی مانند دوچرخهسواری، سالها تلاش کردند تا جا بیفتد، برای موتورسواری، آنقدر سوار شدند تا دولت شما در نهایت برای اعطای گواهینامه به آنها، فعال شود و البته هنوز بهطور رسمی مجوز آن صادر نشده است، حقی که اساساً منع قانونی نداشت.
برای به رسمیت شناختن تنوع پوشش، آنقدر مقاومت شد که با تلاشهای خونین و جان باختن برخی از شهروندان همراه شد، درحالی که بدون سوق دادن معترضین در واکنشهایی سخت، میشد بسیار آرام و بطئی این تغییر را بهصورت معقول ایجاد کرد. البته دولت شما، در ایستادن مقابل گشتهای ارشاد و یا لایحه غیرحقوقی و مشکلآفرین حجاب و عفاف تلاش کرد.
برخی قوانین برای زنان، چنان آشکارا تبعیضآمیزند و آنقدر از آنها سخن گفته شده که دیگر یارای تکرار کردنش را هم نداریم. با اینکه برخی فقها برداشتهای متفاوتی از پارهای موضوعات دارند و یا در مواردی آرا و فتاوای جدیدی در مورد آن موضوعات دادهاند اما بدون توجه به مقتضیات روز همچنان این قوانین باعث رنجش حداقل نیمی از جمعیت است.
لایحه منع خشونت علیه زنان ۱۴ سال در رفتوآمد میان دولت و مجلس بود. دولت شما هم آن را به حق پیگیری کرد اما مجلس آن را چنان از محتوا تهی کرد که مجبور شدید پس بگیرید. مجلسی که در موارد متعددی بهجای رفع تبعیض یا احیای حقوق زنان، با طرحهایی غیرمنطقی یا دستکاری قوانینی مانند مهریه، جامعه را درگیر تنشهایی کرد.
با تلاشهایی که برای حضور و مشارکت زنان در عرصه سیاسی و تصمیمگیریها شد و دولت شما هم سعی کرد، زنان بیشتری را در ساختارهای سیاسی بهکار گیرد اما هنوز آنقدر حضور زنان در سطوح بالای سیاسی، کمرنگ است که سخت غمگینکننده است.
آقای رئیسجمهور
این نمونههای مشهود، تنها مشتی از خروار بود. برخی از موضوعات زنان آنقدر بدیهی شده که تکرارش ملالآور است. میدانم که شما در اکثر موارد همدل هستید و دولت شما در همین دو سال، آنقدر با چالشهای گوناگون بینالمللی و داخلی مواجه بوده و دو جنگ را پشت سر گذاشت که نمیخواهم از ضعفها در زمینه مسائل زنان سخن بگویم. حتماً افراد زیادی پیشنهادات و نظراتی دارند اما حق بدهید که از چنین جلساتی مشعوف نشویم و به این امید که شاید بتوان گرهی باز کرد، ذوقی داشته باشیم. زیرا بارها آزمودهایم که برای گرهها، یا فرصت باز کردن نیست، یا انگیزه باز کردن نیست و یا نمیگذارند که باز شود.
برای جامعه و زنانی که یاد گرفتهاند با مقاومت مدنی حرفشان را بزنند و به خواستههایشان برسند، وعده رسیدن به خواستهها با شعار وفاق، با وجود مشاهده نحوه تعامل مجلس با دولت بیش از حد غیرعملی و خوشبینانه است، مگر آنکه بتوانید شخصاً دستوراتی بدهید، مانند توقف گشتهای ارشاد.
آقای رئیسجمهور
موضوعات زنان، گرفتار همان دور باطلی است که تمام مسائل کشور در آن گرفتار شده. حتی اگر در این وانفسا، شما حرفها را بشنوید و بخواهید تغییری ایجاد کنید و برای آن اقدام کنید، با سدهای مرئی و نامرئی گوناگونی مواجهید. سد مجلس و سد شورای نگهبان بارزترین آنهاست.
آقای رئیسجمهور، پوزش میخواهم که به حضور نیامدم تا پای سخنان شما بنشینم. چون حرفهای شما را در رسانهها هم میخوانم. اما فکر کردم شاید با این نوشته کوتاه، اندکی از یأس و اندوه جامعه و زنان آن را بازگو کنم و احساس کردم بهتر است با حضور و ارائه پیشنهاداتی که نمیتواند، جامهعمل بپوشد و با تکرار مکررات در این اوضاع دشوار، تکدر خاطر ایجاد نکنم و لااقل داغ دلهایمان تازه نشود. بگذارید دردهایمان را فراموش کنیم.









